عباس شعبانپور، از قدیمیهای محله چهنو است. او دوران جنگ به دلیل شغل مصالح فروشیاش در بخش تدارکات جهبه فعالیت میکند و هم زمان دو پسر و دامادش شهید میشوند.
چهنو از محلات قدیمی با بافت نسبتا فرسوده در مجاورت حرم مطهر امامرضا (ع) است که درگذشته مزرعه بزرگی بوده و بخشی از اراضیاش حدفاصل خیابانتهران قدیم و پایینخیابان (نواب صفوی) قرار داشته است. این مزرعه بر اثر خیابانکشی، تکه تکه شده است. محله چهنو ۱۶ هیئت قدیمی دارد.

محمد عبدی، فرزند شهید قدرتالله عبدی میگوید: درجریان یکی از مجروحیتهای پدرم، او را کنار تعداد زیادی از شهدا خوابانده بودند. پزشک وقتی بهسراغ پدرم میرود و متوجه میشود هنوز نفس میکشد.
فاطمه غفاریان وصیت کرده بود خانهاش هم محل برگزاری روضه باشد، هم پناهی برای زائران. حالا چهارسال است به همت عروس و پسرش محمدتقی ضیایی، زائران در این خانه اسکان داده میشوند.
مسجد شجره محله چهنو نقش مهمی در ایجاد حرکت و جنبش مردم کوچه و بازار داشت. مسجدی که شورش ماموران را نیز کم به خود ندید.
حاج احمد برپا، از آخرین کسبهای است که صابونپزی را در کوچه مصلی ۳ زنده نگه داشته است.
آقاماشاالله تعریف میکند: تقریبا هر شب با پدر و مادرم به مسجد میرفتیم. همسایهها هم میآمدند، انگار که یک خانواده بودیم. آن روزها، افطار فقط یک وعده غذایی نبود، یک رسم بود که همه را دور هم جمع میکرد.
هیئت جوادالائمه (ع) درخت تنومندی است که حالا حالاها میوه میدهد، حتی شاخههای دیگری میزند و این شهر را از ثمره خود بهرهمند میکند؛ و این اتفاق عجیبی نیست که از محلهای قدیمی، چون چهنو به بار آید.